وحید نثائی

قرن کسب و کار - تازه های مدیریت

خلاصه کتاب پنج وسوسه مدیران عامل
نویسنده : وحید نثائی - ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠
 

خلاصه کتاب

پنج وسوسه مدیران عامل

نویسنده کتاب : پاتریک لنچیونی

مترجم : مهندس فضل اله امینی

 

     موضوع کتاب همانطوریکه از اسمش پیداست در مورد پنج وسوسه ای است که مدیرعاملین گرفتار آن می شوند. همه مدیران ارشد شکست خورده، تحت تاثیر همین خطاهای مهم می شوند، و خیلی از آنها به طور غریزی مشکل را تشخیص می دهند اما اقدامی برای درمان اساسی درد نمی کنند. آن ها ناآگاهانه، با پرداختن به مسائل جزئی و افراط در این کار، از مسائل اصلی و کلان کسب و کار خود غافل می شوند. این مدیران با این روش، موفقیت سازمان خود را به مخاطره می اندازند زیرا نمی خواهند با پنج وسوسه مدیران عامل گلاویز شده و برآن غلبه کنند.

      نویسنده کتاب این 5 وسوسه را در غالب یک حکایت به تصویر کشیده است تا فهم و درک آن واقعی تر و ملموس تر به نظر برسد.

      این حکایت در مورد مردی است که بنام اندرو اوبراین که مدیرعامل شرکت ترینیستی سیستمز در سن فراسیسکو است و فردا روزی است که جلسه هیئت مدیره برگزار می شود و دستاوردهای یکساله مدیریت او چنگی به دل نمی زند. اما آن قدر که وضع روحی اش او را ناراحت می کند از بابت دستاوردها ناراحت نیست.

     او آنقدر غرق در کار بود که شبها دیر هنگام به خانه می رفت و خیلی وقت بود که حتی زمانی را برای پیاده روی پیدا نکرده بود. تا اینکه یک شب زمانیکه آماده شد که به منزل برود ساعت را نگاه کرد و دید که ساعت از نیمه گذشته است و در خیابان هیچ ترددی صورت نمی گیرد وقتی پیگیر شد فهمید پل خلیجی که شرکت در آنجا قرار داشت بعلت تعمیرات از نیمه شب تا 5 صبح بسته است. کم کم متوجه شد که نمی تواند با خودروی شخصی اش به خانه برود و مجبور است بعد از هشت یا ده سال از اینکه سوار مترو و اتوبوس نشده از این وسایل برای رسیدن به خانه استفاده کند و زمانیکه سوار مترو می شود تنها مسافر این قطار است و اتفاقاتی که دراین مدت 20 دقیقه برایش می افتد او را با این 5 وسوسه آشنا می کند. او از خستگی در قطار به خواب عمیقی فرو می رود و چونکه فردای آن روز، روز جلسه هیئت مدیره است، در خواب با این مشکلات آشنا می شود و در می یابد که علت عدم موفقیت خودش در کار مدیریت مبتلا شدن به این 5 وسوسه است.

این وسوسه ها عبارتند از :

1-   وسوسه اول : وسوسه امنیت یا حفظ مقام

    مهمترین اصلی که هر مدیر باید پایبند به آن باشد کسب نتیجه است. اما خیلی از مدیران به آن پایبند نیستند و آن را به صیانت از مقام و منزلت ( حفظ و نگهداری مقام و پست فعلی           خود  ) ترجیح می دهند. این باعث  می شود مدیرعامل تصمیم هایی بگیرد که حافظ منیت یا شهرتش باشد. آنها به کسانی پاداش نمی دهند که در تولید ثمره و حاصل کار برای شرکت سهمی دارند بلکه به کسانی پاداش می دهند که نقش و سهمی در حفاظت از مقام خودشان دارند.

     برای جلوگیری از مبتلا شدن به این وسوسه : مدیران باید مهمترین سنجش خود را " حاصل کار " قرار دهند و اگر نمی توانند باید این مسئولیت را رها کنند.

     زیرا آینده شرکت برای مشتریان، کارکنان و سهام داران بسیار مهمتر از منیت شماست.

 

2-  وسوسه دوم : وسوسه محبوبیت

      شامل مدیرانی می شود که زیردستان خود را به قول و قرارها و تعهدهایی که باعث کسب نتیجه می شود پایبند نمی کنند. زیرا نگران از دست رفتن محبوبیت خود هستند. آن ها حوزه مسئولیت را با چتر رفاقت می پوشانند و ملایمت به خرج می دهند. زیرا نه به خاطر مشغولیت بیش از حد یا تنبلی، بلکه بخاطر اینکه نمی خواهند با ناخشنودی همکاران روبرو شوند. اما به محض اینکه احساس کنند همان زیردست سبب آسیب زدن به خودشان می شود، در اخراج او تردید و تعلل نمی کند و قید رابطه دوستی را به کلی می زند.

راه حل : به دنبال این باشید که زیردستان به شما احترام بگذارند و از فکر رفاقت با آنها بگذرید و آنها را دارودسته خود ندانید زیرا آنها کارکنان مهم شرکت هستند و برای جلوگیری از شکست شرکت آنها باید به تعهدها و تکلیف ها پایبند باشند.

 

3- وسوسه سوم : نیاز به گرفتن تصمیم های بدون نقص و رسیدن به قطعیت ( شفافیت )

     خیلی از مدیران می خواهند از درستی تصمیم خود مطمئن شوند، اما رسیدن به این خواسته در این دوره ممکن نیست. بنابراین تصمیم گیری را به عقب می اندازند و کارکنان را نسبت به حاصل کارشان پاسخگو نمی کنند. و امید دارند که زمان همه چیز را حل کند.

راه حل : به جای انتظار کامل شدن اطلاعات، قاطعانه تصمیم بگیرید و اگر تصمیم هایی که در سایه ایجاد شفافیت گرفته می شود، بعد از کامل شدن اطلاعات معلوم شود که نادرست بوده، برنامه ها را تغییر داده و علت را توضیح دهید. تنها آسیبی که ممکن است این کار به شما بزند جریحه دار شدن غرور شماست.    

 

4-    وسوسه چهارم : هم سوئی و هم نوایی

      خیلی ها و از جمله مدیران عامل اعتقاد دارند که قبل از حرکت باید اختلافات را برطرف کرد تا در طول راه گرفتار ناسازگاری و جروبحث با همدیگر نشوند. و این کار جلوی ( کشمکش فکری سازنده ) را می گیرد.

      اگر این کشمکشها نباشد تصمیمها بهینه نمی شود. بهترین تصمیم زمانی گرفته می شود که همه دانسته ها و چشم اندازها در معرض دید قرار گیرد.

راه حل : اخلاف نظر را تحمل کنید. و زیردستان خود را تشویق کنید تا اختلاف های فکری خود را بیان کنند و جلسات پرسروصدا معمولاً نشانه پیشرفت است.

 

5- وسوسه پنجم : می خواهند روئین تن باشند.

    مدیرعاملان دوست ندارند که کارکنان با افکار و نظریه های آنان مخالفت کنند زیرا ابهت و اعتبارشان در چشم دیگران زایل می شود.

      هر فدر هم مدیران افراد را  به کشمکشهای سازنده تشویق کنند، اما این بحث ها انجام نخواهد شد، چون آنها احساس امنیت نمی کنند و اگر  هم با نظرات مدیرشان مخالفند در نقش مدافع نظرهای او ظاهر می شوند که از نظر سیاسی به مصلحتشان است.

راه حل : کارکنان خود را فعالانه تشویق کنید تا نظرهای شما را به چالش بکشند. چیره شدن بر

وسوسه های پنج گانه:

ترجیح اعتماد کردن  بر روئین تنی

ترجیح اختلاف نظر  بر همنوایی

ترجیح شفافیت بر یقین و قطعیت

ترجیح مسئولیت خواهی بر محبوبیت

ترجیح ثمر کار بر شان و مقام

 

درباره نویسنده :

    پاتریک لنچیونی – رئیس کل Table Group است. او پیش از این در شرکت Sybase  قائم مقام مدیر در امور توسعه سازمان بود و مدتی در شرکتهای اوراکل کورپوریشن و                             Bain Company کار کرده است.

      او از نزدیک با مدیران عامل و صدها مدیر ارشد کار کرده است. و هزاران مدیر و کارمند را آموزش داده است.